|
برای همه ی کارام برنامه دارم ولی هیچ کدوم عملی نمیشه...!
نمی دونم چرا هر وقت حالم گرفته می شه میام آپ می کنم...!
برای اینکه تو پره این و اون بزنم تعلیم لازم دارم...!
پره این و اون بستس و واسه من باز نمی شه...!
برای سگی شدنه تمام حال و روزم کنترل گذاشتن...!
بعضیا نمی تونن سگی شدنم و ببینن...!
برای به گــــا دادنه همه چیز به یه دلیل احتیاج دارم...! اِنقدر دلیل دارم که لازم به دست بکار شدنم نیست...!
برای حرف زدن یه ورق کاغذه بزرگ می خوام اینجا که فقط یه چاردیواریه چند خطیه برام کوچیکه...!
دیگه دنباله استدلال برای ثابت کردنه چیزی نمی گردم یه حرفه قشنگ راضیم می کنه...! منطق توی یه جایی که ضابطه نداره بی معنیه...!
اینروزا اینقدر دلیل دارم تا بیخودی برینـم به این و اون اینقدر دلیل دارم که یهو همه چیزایی که ساختم و خراب کنم...!
اینکه این بابا "جومونگ" میاد ایران و مردم از ساعت ۵ صبح وا میستن دم هتلش تا ازش استقبال کنن چه دلیلی جز عوام و بی شعور بودن مردم می تونه داشته باشه...؟
حتی کنکور هم نمی تونه منو ۵ صبح بیدار کنه...! شکرگزاریم که به پایان رسید...!
خیلی سخته که تا وقتی آدم بهانه نداشته باشه نمی تونه تف کنه تو صورته کسی...!
و سخت تر از اون اینه که کسی که باید تف کنی تو صورتش هیچ بهانه ای به دستت نده...!
دیگه نمی شه مثل قدیما دست به دامنت شد...! تو هم مثله بقیه دامنت کوتاه شده...! جیگره دامنتو داداش...!
۱۴ مرداد تولده شما بود...! تولده شما مبارک...! پارسال نبودی امسالم که نیستی بهت تبریک بگم...! ریــــدم توی اون سنته حسنه ای که تو ثمرش بودی...!
خستم خیلی خسته...! و تو چه می فهمی این خستگی یعنی چه...؟
پدر می گوید: "بُـــکُن نَـــکُن،نَکنید"
اینکه بلاگفاکـو بستن...! اینکه اس ام اس ها رو بستن...! اینکه عابر بانک ها رو شکستن...! ...هیچ کدام را به تخـم نداشته ی خود هم نمی گیرم... پی.اس:چشمتون کور می خواستین میلیونی نرین رای بدین...!
"فک کنم اونقدر تواناییشو داشته باشم که ریشه ی مضاعفتو توی دنیا پیدا کنم"
________________________________
میگم این بلا نسبت جـــنـده ها این همه شارژه ایرانسلو می خوان چی کار...؟
میگما ما که دلمون حرص این قرتی بازیا رو نداره ولی خوب: "Happy New Year"
سوال فنی: ـ با کمری بیام یا پیکان...!؟ ـ با پیکان...!! "می خوان بگن خیلی جواتدن مثلاْ"
اونی که میاد به زندگیت می ریـــنه و همه چی رو خراب می کنه و بعدش مستقیما میاد و ترتیبه تو رو می ده و زندگیه قشنگت رو به گا می ده؛ باید با سخاوت از کنارش بگذری و بگی خدا داره امتحانم می کنه...!!! چقدر زیبا...!!!
و حرفی نیست جز اینکه: حدود سه روز پیش زنی(مادرم) در لحظه ای درنگ دختری را به دنیا آورد که به لعنت خدا نمی ارزید... و دخترک در همان روز ها به دور چــــس کردن افتاده بود و دم نمی زد... پی.اس:حس وب گردی نیست،سر می زنم بهتون(خدایا این دلِ پاک رو از ما نگیر)
آنانی که از بی شیری و بی پستانی گاو حسن می نالند،از کجای دل زار من خبر دارند...؟
سرزنش:
شیطون شدی بی من می ری تجریـــــش...؟ بی من میری تجریــــــــــــــــــــــش....؟
"و بهمن ماه تولد من" کـ ـ ـیر نداشته ام در این ماه....
مادر: این دختره خیلی جـنــده شده، معلوم نیست تا ۱۰ شب کجا بوده... پدر: جوونه دیگه، مگه ما اینطوری نبودیم... مادر: غلط کرده مگه دسته خودشه... پدر: اذیتش نکن بذار زندگیش رو بکنه... "من در حالی که خود را به خواب زده بودم این حرف ها را شنیدم" وقتی که بیدار شدم: پدر: دختره ی جـنـده معلومه تا ۱۰ شب کجا بودی... مادر:وا یعنی تو به بچمون اعتماد نداری لابد کار داشته... پدر: غلط کرده مگه دسته خودشه... مادر: اذیت نکن بچمو بذار صبحونش رو بخوره... "من در دل به کـسخــلیه این دو تا می خندم"
|
About
من خودمم
آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 Links
i_am_me
فیزیکسرا |